تشخیص(جان بخشی) درشعروترانه)))))))
وقتی با نسبت دادن عمل، حالت و یا صفت انسانی به یک پدیده (غیرانسانی ) به اون جلوه ای انسانی ببخشیم، آرایه ی تشخیص پدید میاد.
نمونه :
به مغرب سینه مالان قرص خورشید / زمان می گشت پشت کوهساران (بیدل)
از نسبت دادن قید سینه مالان به خورشید آرایه ی تشخص پدیداومده
نمونه ی دیگر:
- آن همه ناز تنّعم که خزان می فرمود / عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
صبح امید که بُد معتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد (حافظ )
- طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر / بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را دیوانه کرد
دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده.
گنجشک چوبی یکی از ترانه های بنده نمونه ای هست که دارای آرایه ی تشخیص هست و تماما رفتار و احساس اعمال انسان رو داره
مثلا به این قسمت توجه کنید:
یه گنجشک غزل خون سکوتو شکست
روایوون همسایه آروم نشست
یه جوری که انگار از اون خونه بود
یه سرمست،یه بی دل،یه دیوونه بود
داشتن حس مالکیت،سرمستی،بی خیالی و دیوانگی موبوط به انسانه که در این ترانه به (غیر انسان)
گنجشک نسبت داده شده و در واقع ترانه ی (گنجشک چوبی)دارای آرایه ی تشخیص هست